بیانات منتشر نشده امام خامنه ای در دیدار با دانشپژوهان مرکز تخصصی مهدویت - ۱۳۸۲

نوع سند: متن
نوع اثر: بیانات
مخاطب: دانشپژوهان و اعضای بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود و شعبههای آموزشی، پژوهشی و تبلیغی آن با نام «مرکز تخصّصی مهدویّت» در قم و اصفهان
زمان: بهار یا تابستان ۱۳۸۲
شرح:
بسماللهالرّحمنالرّحیم
خیلی خوش آمدید. عزیزان! انشاءالله که خداوند هم شما و هم این دوستانِ باهمتی را که دامن همّت به کمر زدهاند و این کار را شروع کردهاند، مشمول لطف و رحمت خود قرار بدهد.
بحمدالله این کار، کار بابرکتی است و معلوم میشود که در این سالهای کوتاه، پیگیری خوبی صورت گرفته است. ماشاءالله، همهی کارهای آقای قرائتی (۱)، باهمّت و پشتکار همراه است. انشاءالله، خدا، به ایشان و نیز به همهی دوستان دیگری که هر کدام به نحوی، گوشهی این کار را گرفتهاند، کمک کند.
برادران عزیز! مسألهی مهدویت، مسألهای مهم و اساسی است. اثبات مهدویت، کار بسیار آسانی است. اثبات اصل مهدویت در یک محفل علمی با مخاطبانی که اهل علم و اهل تفکّر و استدلالند، جزو آسانترین کارها است. در این، هیچ تردیدی نیست. ایمان و اعتقاد مردم هم خوب است، منتها تعمیق این ایمانی که مردم به امام زمان، ارواحنافداه و علیهالصّلاهوالسّلام، دارند، کار بسیار ظریفی است. باید در این قضیه، با شیوههای هنرمندانهی تبلیغی وارد شد. به نظر من، بخش مهم کار شما، این است. اگر این کار با موفقیّت انجام بگیرد و اگر شما بتوانید این عشق و محبت و سوز و گذاری را که مردم ما به طور طبیعی نسبت به حضرت دارند، در سطح عموم مردم، بخصوص جوانان، با یک نگاه عالمانه و آگاهانه همراه کنید، برکات این کار، لا تعدّ و لا تحصی خواهد شد.
نفْسِ وجود این پشتوانهی عظیم، هر انسانی را چنان مستحکم میکند که میتواند در همهی میدانهای دشوار، وارد شود.
اساس قضایای دنیا هم همین است. در هر جایی که شما میبینید ملّتی، جمعیّتی، جبههای پیروز شده، اساسش همان استحکام درونی است. ظواهر، جسم، سلاح، ... همه، ابزار و وسیله اند، مهم این است که آن کسی که باید این ابزار را به کار ببرد، کیست. اگر او یک انسان بااراده، مصمم، آگاه، باروحیه باشد، پیروز میشود. هر جا هم که ملّتها شکست خوردهاند، به خاطر ضعف همین بخش از قضیّه است. لذا رسم قدرتمندان دنیا، از قدیم این بوده است - الان هم این عربدهکشیهای امریکا را میبینید - طوری قضایا را تصویر میکنند که این ملّتهای منطقهی خاورمیانه تصور کنند که دیگر هیچ چارهای نیست:
در کف شیر نر خونخوارهای
غیر تسلیم و رضا، کو چارهای؟
یعنی، دل او میخواهد اینطور تصوّر شود که بالاخره یک شیر نری هست، غافل از این که قضیّه اینطور نیست. اگر دندان و پنجه و یال و کوپال آنان، حقیقی و واقعی بود، لازم نبود این همه خرج کنند، این همه سیاستکاری به خرج دهند، دغلبازی کنند و فریب دهند. پیدا است که نمیتوانند آن اهدافی را که خودشان میخواهند، دنبال کنند. یا باید به خیانت طرف متکی شوند - مثل این که بالاخره معلوم شد که سران رژیم عراق خیانت کردند - یا باید به عدم همراهی و همکاری مردم و صاحبان ایمان متکی شوند که در عراق هم همین اتفاق افتاد و در افغانستان هم همینطور بود. این که امریکاییان آمدند و توانستند، نه چندان دشوار، یک فتح نظامی بکنند، به خاطر این بود که از این ایمانها و دلهای محکم و از این روحیههای پولادین، در مقابلشان نبود، و الا آنجا که در مقابلشان باشد، این خبرها نیست. این اعتقاد، درون انسان را اینطور میسازد و افراد را اینطور مسلّح و مجهّز میکند.
در هدفگیری و نشانه گرفتن برای دورخیزهای تاریخی، باز مسألهی مهدویت نقش دارد. میان آن ملّتی که برای خودش آیندهای نمیبیند و فکر میکند که: "بالاخره موج فساد، دنیا را روزبهروز بیشتر میگیرد. ما هم چند صباحی محض تکلیف، مقاومتی هم میکنیم، امّا آخرش چه؟"، و آن ملّتی که میداند این مقاومت، ایجاد یک گام بلند به سمت آن آیندهای است که خدای متعال وعده داده که برای بشریّت پیش میآید، آن هم نه یک وعدهی مبهم بلکه یک وعدهی روشن، فرق هست. رهبر آن ماجرا هم مشخّص است که چه کسی است. او، حیّ و حاضر و زنده است، و دل او، متصل به ملأ اعلا و غیب است. ملّتی که به چنین چیزی اعتقاد دارد، ببینید که برای چه اهدافی دورخیز میکند و چهطور همّتش بالا میرود! این عقیده، عقیدهی بسیار مهمّی است، کمااینکه انسان خیال میکند خدای متعال هم این واقعیّت را با همین تدبیر ایجاد کرده که انسانها بتوانند با همت و ارادهی خود و با این پشتگرمیِ محکم، راهها را طی کنند تا اینکه انشاءالله، آن بزرگوار بیایند و دنیا شروع شود.
من، بارها این را گفتهام. بعضی خیال میکنند، حضرت که آمدند، آخر دنیا است! نه، تازه شروع دنیا و شروع تاریخ بشریّت، آن وقت است! این مدّتی که از عمر بشریّت گذشته، چند هزار سالی است که بشر در این سنگلاخها و در این بیابانها و کویرهای وحشتناک، همینطور سینهخیز و بازحمت رفته تا خودش را به جاده اتوبانِ وسیعِ عریضِ آسفالته برساند و از آنجا زندگی تاریخی خود را تازه شروع کند. آن جاده را حضرت افتتاح میکنند. حرکت تاریخی انسان، آن وقت است. آن وقت است که استعدادهای انسان ظهور خواهد کرد. هنوز این دانشی که بشر تا امروز پیدا کرده، در مقابل استعدادهایی که خدا در وجود بشر گذاشته، صفر است. من، شاید یک وقتی گفته باشم و شما شنیده باشید. دانشمندانی که در این رشتههای علمی متخصّصند و با همین واقعیتهای واقعی و علمی سروکار دارند، این نظریه را دادهاند و این واقعیّت را کشف کردهاند که در وجود انسان، توانهایی است که هنوز استفاده نشده است. اگر بشر بتواند پنجاه درصد از استعداد تمرکز را مورد استفاده قرار دهد، تمام این وسائل ارتباطی که در دنیا هست، بیکاره و بیهوده میشود! شما، الآن، مثلاً با ماهواره یا با تلفن، از این طرف دنیا با آن طرف دنیا تماس میگیرید و با یکی حرف میزنید، امّا اگر آن پنجاه درصد از نیروی تمرکزی که در شما است، به کار بیفتد، میتوانید با آن طرف دنیا، بدون این ارتباطات، تماس بگیرید و با هر کسی که میخواهید، در آن سوی کره زمین حرف بزنید، فکرتان را بگویید، فکر او را تحویل بگیرید! این، نیروی انسان است! ما، این نیروها را کشف نکردهایم! از این قبیل نیروها در وجود بشر زیاد است: "و فیک انطوی العالم الاکبر". این عالَم اکبر، آن روز باید بروز پیدا کند، و روز ظهورش، آن وقت است، و الا اگر حضرت آمدند و دنیا پُر از عدل و داد شد، ولی آن هنگام، آخر عمر بشر باشد و منتظر صور اسرافیل باشیم، این که کار نشد! بشر، چند هزار سال با این زحمت زندگی کند، بعد حضرت بیایند و دنیا را پُر از عدل و داد کنند و بعد هم دنیا تمام شود! وقت ظهور حضرت، دنیا، تازه شروع میشود! با آمدن حضرت، اوّلِ زندگی بشر، اوّل تاریخ انسان و اوّل رشد و تعالی جوامع بشری به صورت کلان - نه به صورت تک تک که حالا داریم - تازه شروع خواهد شد.
خوب، ببینید، این آینده و چشمانداز زندگی جامعه اسلامی و بهطور مشخّص، جامعه شیعی است که مشخّصا میداند که آن بزرگوار کیست، پدرش کیست، مادرش کیست و نشانههای ارتباط او را با خودش در موارد زیادی حس میکند یا از دیگران میشنود.
این مقوله، مقولهی مهمّی است. درباره این مقوله، هر چه کار کنید، به جا کردهاید و خوب است، منتها همانطور که گفتیم، هنر بزرگ این است که بتوانید این مقوله را با زبان هنرمندانهی اثرگذار، به ذهن مخاطبان جوان و دانا و آگاه منتقل کنید تا این، جزء وجودشان شود. آن وقت، تحوّل عظیمی در زندگی انسانها به وجود خواهد آمد.
خداوند، توفیقتان بدهد و انشاءالله، برکات و توجّهات و نظر لطف و مرحمت آن بزرگوار، شامل حال همهی شما، بخصوص دوستان و برادرانی باشد که مسئولیتی قبول کردهاند و فعّالیتهای ارزشمندی را انجام میدهند.
والسلامعلیکمورحمهالله
پانوشت:
۱- بنیانگذار و رئیس هیئت امنای بنیاد مهدی موعود
دو دختر برای 6 تا 8 نفر !
علی خلیلی نبود ، ناموس ملت رو میبردن به تاراج