روشنی خورشید

فضایی جهت نشر بیانات، مصاحبه ها، پیام ها و آثار منتشر نشده رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

روشنی خورشید

فضایی جهت نشر بیانات، مصاحبه ها، پیام ها و آثار منتشر نشده رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

بیانات منتشر نشده امام خامنه ای در دیدار با مسئولان اجرایی استان کرمان - ۱۳۸۴/۲/۱۹

ثبت‌شده در شنبه، ۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱:۴۸ ب.ظ
بیانات منتشر نشده امام خامنه ای در دیدار با مسئولان اجرایی استان کرمان - ۱۳۸۴/۲/۱۹

حضرت امام خامنه‌ای عصر دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه و در پایان سفر به استان کرمان، با مسئولان، مدیران و دست‌اندرکاران سازمان‌های مختلف استان کرمان دیدار کردند که «روشنی خورشید» متن بیانات ایشان در این دیدار را منتشر می‌کند.

تاریخ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۴

شرح:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

در پایان سفر طولانی -که طولانی‌ترین سفر بنده به استان‌های کشور محسوب می‌شود- زیارت شما برادران و خواهران عزیز، مسئولان و مجریان امور و گردانندگان کارها در استان، برای من فرصتی است. از زیارت شما عزیزان خوشحالم. چه قبل از شروع سفر و چه در طول سفر، دستگاه‌های مختلف هرکدام به نوعی در حُسن برگزاری این سفر و تکالیفی که در طی این سفر بر دوش ما بود کمک و یاری کردند، از همه‌ی مدیران تشکر می‌کنم، بخصوص از آقای استاندار عزیزمان. امیدوارم خداوند متعال به تلاش‌هایی که در طول این سفر بوسیله‌ی مسئولان محترم و عزیز انجام گرفته است -فکری که برای آینده شده است، وزرایی که تعهداتی را بر عهده گرفتند، مجموعه‌ی دولت که کارهای قابل توجهی را نسبت به این استان متعهد شده‌اند، ائمه‌ی محترم جمعه و نمایندگان محترم مجلس که زمینه‌ساز این تصمیم‌ها بودند- برکت دهد و همه‌ی این عزیزان را مشمول لطف و برکت خود قرار دهد و محصول این سفر را برای این استان و برای مردم، خیر و بهره‌ی وافی و رفع برخی مشکلات قرار دهد.

گزارشی که جناب آقای کریمی در مورد مسائل استان دادند، گزارش خوبی بود و قبلا هم بنده گزارش‌های مبسوطی را درباره‌ی مسایل استان و نیازها و کمبودها و مشکلات و استعدادهای که دارد، مطالعه کرده بودم و در طول سفر، هم در شهرهای مختلف در مواجهه‌ی با مسئولان گوناگون، و هم آنچه به چشم می‌آمد، اطلاعات بیشتری را کسب کردم.

حقیقت این است که این استان برای توسعه و پیشرفت، بسیار مستعد است، هم از لحاظ نیروی انسانی هوشمند و صبور و مؤمن و هم از لحاظ منابع طبیعی بی‌انتها، چه منابع کشاورزی، چه منابع معدنی، و چه تنوع آب و هوایی و اقلیمی، استان بسیار خوبی است و خدای متعال زمینه‌ی توسعه را برای این مردم فراهم کرده است، در عین حال کمبودها و فقر و مشکلات هم در استان زیاد است، بعضی را انسان به چشم می‌بیند، بعضی را در گزارش‌ها می‌خواند، بعضی را از نشانه‌ها و علایمش می‌فهمد.

برخی از مناطق استان حقیقتا مشکل دارند. در منطقه‌ی کهنوج، منوجان، شهداد، نرماشیر، بم و حتی شهرهای شمالی که گاهی گفته می‌شود برخوردارتر هستند -مثل زرند که ما رفتیم از روستاهای زلزله‌زده‌ی آن بازدید کردیم- وضع مردم قابل قبول نیست. مسأله‌ی خشکسالی هم در این استان حقیقتا مهم است. این هفت سال، هشت سال خشکسالی واقعا بر این استان فشار سنگینی آورده است. همه‌ی این مشکلات با همت و تلاش مؤمنانه و صبورانه قابل حل است.

پیشنهادهایی هم مطرح شد، هم در اظهارات گویندگانی که طی این سفر صحبت کردند، هم کسانی که با من خصوصی صحبت کردند، و هم در نامه‌ها مطالبی منعکس بود. شنیدم دیروز هیأت دولت جلسه‌ی خوبی داشته‌اند و راجع به خشکسالی مفصل بحث کرده‌اند و تصمیم‌های نیمه‌راهی گرفته‌اند، که باید ان‌شاءالله به نهایت برسد و بتوانند خساراتی که از ناحیه‌ی خشکسالی وارد شده و فشاری که بر دوش مردم سنگینی می‌کند، به حول و قوه‌ی الهی ان‌شاءالله جبران کنند. ما هم که به تهران برگردیم، اگر خدای متعال کمک کند و توفیق دهد، با مجموعه‌ی دست‌اندرکاران بخش دولتی نشست خواهیم داشت و از آقای استاندار محترم هم دعوت خواهیم کرد و مجموعه‌ی کارهایی را که این‌جا بررسی شده، یک بار دیگر با مسئولان مباشر آن در میان می‌گذاریم، که امیدواریم ان‌شاءالله به نتایج خوبی برسد. منتهی همه‌ی این کارها وابسته به تلاش مدیریت‌های رده‌های مختلف در داخل استان است، هم استاندار محترم ان‌شاءالله باید پیگیری کنند -من به خود ایشان عرض کردم، ایشان هم گفتند به‌طور جدی پیگیری می‌کنم- و هم مدیران رده‌های مختلف در بخش‌های گوناگون حقیقتا به عنوان مشکلی که گویی مربوط به شخص خودشان است، قضایا را دنبال کنند.

ما در مدیریت اسلامی این را باید همیشه مدّنظر داشته باشیم که مشکلات حوزه‌ی مدیریت، مشکلات شخص خود ما به حساب بیاید، یعنی واقعا همان‌طور که اگر برای خود ما و یا خانواده‌ی ما مسأله‌ای از این قبیل پیش بیاید، با همت و تصمیم قاطع آن را دنبال می‌کنیم، مسائل مدیریت را هم این‌گونه باید دنبال کنیم. این چند برهه -که نمی‌دانیم چند سال است- مسئولیت‌های ماها گذراست، چند صباحی به ما مسئولیتی داده‌اند که آن را انجام می‌دهیم و بعد هم می‌رویم. این قطعه از عمر ما می‌تواند ما را پیش خدای متعال روسفید و سرافراز کند و مایه‌ی نجات ما شود و حقیقتا جزو بهترین اعمال صالح ما به حساب بیاید، خدای ناکرده هم می‌تواند به عکس باشد. کاری کنیم که خدا از ما راضی باشد. این عمر گذرنده است. این جدول به نحوی پر خواهد شد، سعی کنیم این را درست پر کنیم، با محاسبه‌ی عقلائی پر کنیم. محاسبه‌ی عقلائی این نیست که فکر کنیم چه چیزی گیر ما می‌آید، چون آنچه [در ظاهر] گیر ما می‌آید [در حقیقت] از دست رفته است و چیزی نیست، آنچه در حقیقت گیر ما می‌آید ذخیره‌ی معنوی است.

نقل است که برای رسول مکرم اسلام بره‌ای آوردند و آن را ذبح کردند. پیغمبر گفتند مردم بیایند گوشت بگیرند. مردم آمدند و حضرت تکّه تکّه به آن‌ها گوشت دادند، فقط یک کتف این بره برای طبخ خودشان باقی ماند. یکی از همسران پیغمبر عرض کرد: یا رسول‌الله! بره‌ای که ما ذبح کردیم، همه‌اش رفت، فقط همین کتفش ماند. پیغمبر فرمودند: همه‌اش ماند. آنچه می‌رود همین کتفش است. واقعا این‌طوری است. کاری که شما برای خدا می‌کنید، می‌ماند؛ اما کاری که برای خود می‌کنید، از بین می‌رود و با فنای عمر، فانی می‌شود. آنچه بعد از فنای ما ممکن است برای ما بماند، عمل صالح است. عمل صالح همین کاری است که شما می‌کنید. عمل صالح فقط خواندن نماز نیست. البته نماز لازم و مهم است، روح و کالبد همه‌ی اعمال انسان است، اما فقط این نیست. هنگامی که شما در وقت اداری، کاری که به شما محول شده است، با دلسوزی و با دست پاک و دامن پاک و چشم پاک انجام می‌دهید، ثبت شد و برای شما ماند. کسانی که یک دقیقه بیش از مدت مقرر برای مردم و به خاطر خدا کار می‌کنند، آن یک دقیقه پیش خدا ارزش دارد و می‌ماند. اگر این یک دقیقه، یک ساعت شد، آن وقت به شکل مضاعف در مضاعف می‌ماند. کار در نظام جمهوری اسلامی این‌گونه است، با مدیریت در نظام‌های صرفا مادی فرق می‌کند. آن‌جا کاسبی و تحصیل درآمد است، این‌جا فقط تحصیل درآمد نیست. در این‌جا وقتی نیت خود را خدایی کردید و گفتید می‌خواهم برای مردم کار کنم -چون خدا این را می‌خواهد و چون در اسلام دلسوزی من برای مردم، ممدوح و مستحسن است- عمل شما یک عمل صالح و برجسته است، خودتان اجر می‌برید، همسرتان که با شما همکاری می‌کند، اجر می‌برد، فرزندانتان که مشکلات کار شما را تحمل می‌کنند، اجر می‌برند. این فرصت و موقعیت خیلی خوبی است. لذا در اسلام روی مسأله‌ی مدیریت عادلانه، منصفانه، دلسوزانه و پیگیرانه خیلی تأکید شده است. نامه‌ی معروف امیرالمومنین به مالک اشتر، همه‌اش در زمینه‌های مدیریتی است، با مردم چگونه برخورد کن، برای چه کسانی کار کن، چگونه کار کن.

یکی از مهم‌ترین مسایل به دست آوردن دل مردم، با اخلاق است. معمولا قبل از سفر، هیأت‌هایی از دفتر ما می‌روند و از قشرهای مختلف و سنین مختلف به صورت تصادفی نظرخواهی‌هایی می‌کنند و توقّعاتشان را می‌پرسند. یکی از مواردی که مورد تأکید بود و خیلی‌ها خواسته بودند من در سخنرانی عمومی آن را مطرح کنم -که من دیدم بهترین جایش این‌جاست که بگویم- این بود که به مسئولان ادارات سفارش شود که با مردم برخورد اخلاقی و مهربانانه بکنند. این مهم است و من می‌دانم که کار سختی هم هست، بنده خودم سال‌ها در کار اجرایی بوده‌ام و با مردم گفت و شنود داشته‌ام و سختی کار را احساس می‌کنم -حوصله‌ی انسان سر می‌رود، به اعصاب انسان فشار می‌آید، گاهی کارهایی که شما کرده‌اید، با یک کلمه حرف مخاطبی ندیده گرفته می‌شود و آدم احساس مظلومیت می‌کند- ولی در عین حال سرجمع همه این است که با همین مراجعان -که مردم کوچه و بازار و مردم گرفتارند- در حد اعلای اخلاق رفتار شود. این نکته‌ی خیلی مهمی است. گاهی شما نمی‌توانید برای مخاطب کاری بکنید، اما روی گشاده‌ی شما به مخاطب، خودش خیلی کارها می‌کند. گفت:

چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مباش

ابرو گشاده باش چُو دستت گشاده نیست

گاهی دست انسان گشاده نیست، خوب است ابرویش گشاده باشد. گاهی شما با ابروی گشاده همان تأثیری را می‌گذارید، همان رضایتی را در دل کسی به وجود می‌آورید، همان آرامش و آسایشی را در روح مراجعتان به وجود می‌آورید که اگر گره‌اش را باز کرده بودید، همان آرامش و گشایش برایش به وجود می‌آمد و خیالش راحت می‌شد. مردم باید ببینند و بفهمند که مدیران، از بالا تا پایین، درصدد حل مشکلات آن‌ها هستند. این نکته در مورد بنده هم هست. مسئولیت بنده در این زمینه‌ها خیلی سنگین‌تر از شماست و همین تکالیف بر دوش بنده هم هست. مسئولیت را بر عهده گرفته‌ایم. چاره‌ای نیست، باید تلاش کنیم. ما می‌دانیم که خدای متعال تلاش مخلصانه را بی‌پاداش نمی‌گذارد. اگر پاداش دنیوی هم داد، که چه بهتر، پابوس لطف پروردگارمان هستیم؛ اگر پاداش دنیوی هم ندهد، یقین داریم که در آن‌جا پاداش خواهد داد.

نکته‌ی دیگر اینکه مردم نباید از ما مدیران، تبعیض و بی‌عدالتی و زیاده‌خواهی احساس کنند، این خیلی مهم است. گاهی کسی می‌آید و از یک نگاه ما، از یک امضای ما و از یک کلمه حرف ما به سود خودش استفاده می‌کند وزر و وبالش به گردن ما می‌ماند، چرا؟ مدیر این نقش را دارد که روی زیر مجموعه اثر می‌گذارد. بزرگ‌ترهای ما می‌گفتند انسان «گلستان سعدی» را در هفت سالگی می‌خواند اما در هفتاد سالگی می‌فهمد. ما نزدیک هفتاد سالگی رسیده‌ایم و یواش یواش داریم گلستان را می‌فهمیم. اینکه می‌گوید:

اگر ز باغ رعیّت ملک خورد سیبی

برآورند غلامانش درخت از بیخ

یک واقعیت است. وقتی مدیر از درختی که استحقاقش را ندارد سیب بکند، سیب کند، زیر مجموعه می‌ریزد و اصلا درخت را از جا در می‌آورد. عکس آن هم همین‌طور است. وقتی مدیر به رویکرد عادلانه، متدیّنانه، منصفانه و مؤمنانه توجه دارد، زیرمجموعه به‌طور طبیعی با او همرنگ می‌شود. تقیدات و پایبندی‌ها و جهت‌گیری‌های شما روی زیرمجموعه اثر می‌گذارد. «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیّته». رعیّت ما، زیرمجموعه‌ی ما هستند. همچنین مردمی که در قلمروی کاری ما هستند. لذا به نظر من این خیلی مهم است که ما در تعامل با مسایل مردم، آن‌جایی که پای پول در میان است، آن‌جایی که پای امتیاز در میان است، آن‌جایی که پای اطلاعات انحصاری در میان است، خیلی باید مراقب باشیم.

عزیزان من! این کشور حقیقتا یک کشور خدایی است، سال‌هاست که ما این را می‌گوییم و سال‌هاست که با پوست و گوشتمان این را احساس می‌کنیم. این همه استعداد طبیعی، این همه منابع خدادادی و این نیروی انسانی برخوردار از مغز و فکر و احساسات و عواطف -توأما- خیلی مهم است. طرف فرزانه و دانشمند و دانشگاهی و محقق است، انسان می‌بیند عواطف و احساسات او در قبال مسایل عواطف‌برانگیز، آن‌چنان رقیق و حساس است که انسان مبهوت می‌ماند. بعضی‌ها خیال می‌کنند عقلانیت با عاطفه‌گرایی فرق دارد. بعضی‌ها احساسات مردمی را نمک‌نشناسانه به پوپولیسم تعبیر می‌کنند. امروز متأسفانه می‌بینید که این نمک‌خورده‌های نمکدان شکسته‌ی سیاست، علیه این مردم چه حرف‌ها می‌زنند. وقتی احساسات مردم را می‌بینند، می‌گویند پوپولیسم، عوام‌گرایی! یعنی آن‌جایی که عاطفه خودش را نشان می‌دهد، آن را ضد عقل و ضد محاسبه‌ی عقلانی به حساب می‌آورند، درحالی‌که این‌طور نیست. آن‌هایی که روز عرفه اشک می‌ریزند و دعا می‌خوانند، آن‌هایی که در سفر عمره، روح خودشان را پالایش می‌کنند، آن‌هایی که ایام اعتکاف سه روز روزه می‌گیرند و در مسجد می‌مانند، بسیاری‌شان از اندیشمندان، عقلا، درس‌خوانده‌ها و تحصیل‌کرده‌های جامعه اند. در میان آحاد مردم ما، حتی تحصیل نکرده‌ی اندیشمند و بامغز هم دیده می‌شود. از این گونه انسان‌ها من در کرمان هم دیده‌ام، از کرمانی‌های مشهد هم دیده‌ام - که در جلسه‌ی معلمان محترم در این خصوص خاطره‌ای نقل کردم - از خراسانی‌های خودمان هم دیده‌ام، از مناطق گوناگون هم دیده‌ام، انسان‌های عاقل اندیشمند، باشعور، بافکر و عمیق که وقتی حرف می‌زنند، انسان استفاده میکند و حظ می‌برد، اینها تحصیلات دانشگاهی هم ندارند.

چرا ما مردم را به سطحی‌اندیشی و عوام بودن متهم می‌کنیم؟ چون عواطف جوشان دارند؟ این از امتیازات مردم ماست، به خاطر ولایت ائمّه اطهار -علیهم‌السّلام- است، آن‌ها ما را این‌طوری بار آورده‌اند؛ هم با تعلیماتی که به ما داده‌اند - این دعای عرفه، این دعای کمیل، این دعاهای صحیفه‌ی سجادیه، این معارف عاطفه برانگیز و احساس برانگیز - هم با خاطره‌های خودشان. ماجرای شهادت ابی‌عبدالله، عاشورای ما، دهه‌ی محرم ما و دهه‌ی فاطمیه‌ی ما را دیگر مسلمان‌ها ندارند، ما داریم.

ایران کشوری است که نیروی انسانی‌اش دارای عقل و عاطفه و احساسات است. بحمدالله این همه جوان در کشور ما وجود دارد، جمعیت شصت و پنج درصدی زیر سی و پنج سال، این از نعمت‌های خدا به ماست. بنده از دیرباز اطلاعاتی داشتم و این نکته در ذهنم بود که متوسط استعداد ایرانی، از متوسط استعداد دنیا بالاتر است. من در این زمینه، گزارش‌های علمی را مطالعه کرده بودم و ابن نکته را از خیلی پیش می‌دانستم و الان مرتب دارد خودش را نشان می‌دهد. این المپیادها، این اکتشافات، این کارهای عمیق و خوبی که می‌کنند، این بخش‌های صنعتی گوناگونی که فعّالیت‌های پژوهشی کرده‌اند، که متأسفانه مردم از آن‌ها اطّلاعی ندارند. روابط عمومی و تبلیغات ما در این زمینه واقعا ضعیف است.

در کنار این استعدادها، منابع طبیعی فراوانی که ما داریم، این جیرفت شماست، آن باغ‌های پسته‌ی شماست، آن معادن سنگ شماست. این همه نعمت طبیعی متعلق به کرمان است. هرجای کشور می‌رویم، به‌نوبه‌ی خود چیزهای عجیبی در آن‌جا وجود دارد. رقم منابع و معادن زیرزمینی ما خیلی بالاست و چون دقیق در ذهنم نمانده نمی‌توانم بگویم. یقینا منابع بسیاری هم هنوز کشف نشده است. تا ده دوازده سال پیش اعلام می‌کردیم که ذخایر نفتی ما بین نود تا صد میلیارد بشکه است، امروز گفته می‌شود که با اکتشافات جدید، این ذخایر به صد و بیست میلیارد بشکه می‌رسد، این در حالی است که ما تاکنون این همه هم مصرف کرده‌ایم. منابع گازی و منابع فلزی و انواع و اقسام منابع و معادن ما همین وضعیت را دارد. با همه‌ی این امتیازات، توقع داشته باشیم که خدای متعال فلان مقدار باران هم به ما بدهد. اگر داد چه بهتر، اما همه خیرات را که انسان نباید یک‌جا داشته باشد. آب را مهار کنیم، از آن درست و بهینه استفاده کنیم، آبیاری قطره‌ای داشته باشیم، اینها کارهای دنیاست. انسان نباید از برخی کمبودهای طبیعی شکوه کند. مثل این است که انسان شکوه کند چرا خدای متعال به گرگ دندان آن‌طوری داده، به من نداده! خداوند به تو عقل داده عوض دندان، گلوله درست کن و بزن به سینه‌ی گرگ، خنجر بساز و در چشم گرگ فرو کن. نمی‌شود انسان بگوید خدای متعال به ما استعداد داده، زمین چنان داده، معادن چنان داده، چرا به قدر اروپا یا بعضی مناطق آفریقا به ما آب نداده. آبش را هم خودت طور دیگر تأمین کن. ما باید این کار را بکنیم.

کشور ما بسیار بااستعداد است. مانع بزرگ ما در این منطقه عبارت بوده است از سیطره‌ی قدرت‌های استکباری و استبدادی بر این کشور، این ما را بدبخت کرد و عقب انداخت. همان احساسی که موجب شد ما کسی مثل امیرکبیر را از دست بدهیم و آدم‌های نالایق را به جای او بیاوریم، همان احساس بوده که در طول سال‌های متمادی -چه در نیمه‌ی دوم دوره‌ی قاجارها [و] چه در دوره‌ی پهلوی‌ها- پدر این مملکت را درآورده و الا ما هم امروز مثل ژاپن در آسیا، و مثل کشورهای اروپایی، از لحاظ علم و پیشرفت صنعتی و فناوری جزو پیشرفته‌ترین کشورها محسوب می‌شدیم. امروز این مانع برداشته شده، امروز سلطه‌ی بیگانه بر این کشور نیست، امروز سیاست‌های بیگانه در این کشور نافذ نیست. اگر اشکال و اشتباهی پیش بیاید، خطای خود ماست. در گذشته دیگران بودند که بر این کشور سلطه و سیطره داشتند و همه چیز را هدایت می‌کردند، امروز خود ما هستیم. باید مراقبت کنیم، باید خوب فکر کنیم، باید دانایی و تجربه و مشورت را به‌کار بگیریم، تنبلی را کنار بگذاریم و با همه‌ی توان خود کار کنیم تا این کشور ان‌شاءالله به جایگاه اصلی خود برگردد. این، یادگار نسل مدیران ما خواهد بود برای تاریخ این کشور. این توصیه‌ی اصلی و اساسی ما به همه‌ی شما عزیزان است.

من در این چند روز در فضای کرمان حقیقتا احساس انس و آرامش کردم. من در کرمان هیچ احساس بیگانگی نمی‌کنم و نکردم، کرمانی‌ها را حقیقتا دوست می‌دارم. خاطرات من از کرمان خاطرات خوبی است. آنچه در این سفر هم با آن مواجه شدیم - از آحاد مردم، از مسئولان، از ائمه‌ی محترم جمعه، از نمایندگان، از مدیران، از برنامه‌ها، از پیشنهادها- همه همان احساس را در من تقویت کرد.

امیدواریم خداوند متعال شما را موفق و مؤیّد بدارد؛ مسئولان کشور را موفق بدارد؛ مدیران ارشد استان و مدیران کل - مخصوصا آقای استاندار محترم- را خداوند ان‌شاءالله موفق کند تا بتواند کارهایی را که برنامه‌ریزی کرده‌اند و خدماتی را که انجام داده‌اند، به بهترین وجه و با بهترین شیوه استمرار دهند.

ان‌شاءالله زحمات شما منظور نظر حضرت بقیه‌الله ارواحنافداه باشد.

والسلام‌علیکم‌ورحمه‌الله‌وبرکاته

منبع: کتاب کوثر کویر

پیوند مرتبط: خبر دیدار در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه‌ای

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه‌

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

پیامک‌های این دیدار

  • رهبر انقلاب: کشور ما بسیار بااستعداد است. مانع بزرگ ما در این منطقه عبارت بوده است از سیطره‌ی قدرت‌های استکباری و استبدادی بر این کشور، این ما را بدبخت کرد و عقب انداخت. امروز این مانع برداشته شده، اگر اشکال و اشتباهی پیش بیاید، خطای خود ماست. در گذشته دیگران بودند که بر این کشور سلطه و سیطره داشتند و همه چیز را هدایت می‌کردند، امروز خود ما هستیم./باید مراقبت کنیم، باید خوب فکر کنیم، باید دانایی و تجربه و مشورت را به‌کار بگیریم، تنبلی را کنار بگذاریم و با همه‌ی توان خود کار کنیم تا این کشور ان‌شاءالله به جایگاه اصلی خود برگردد. این، یادگار نسل مدیران ما خواهد بود برای تاریخ این کشور.

کلیدواژه‌ها

امام خمینی

استکبار جهانی

انقلاب اسلامی

حوزه علمیه

متن خام

1380

1382

نظام جمهوری اسلامی

امریکا

دفاع مقدس

1378

شهادت

1381

1379

دانشجو

فلسفه

1395

1361

1383

1374

اهل‌بیت

1389

مصباح یزدی

هنر

ارتش حمهوری اسلامی ایران

1388

قرآن

فرهنگ عمومی

تاریخ

فلسطین

1360

جوانی

شورای عالی انقلاب فرهنگی

تاریخ اسلام

حکومت اسلامی

امام سجاد

وحدت

تقوا

1387

1384

1372

1359

علم‌آموزی

کربلا

نمازجمعه

ری‌شهری

1386

1385

تهاجم فرهنگی

انجمن اسلامی

امام حسین

سیاست نه شرقی نه غربی

حج

مجلس شورای اسلامی

حدیث

ولی‌عصر

امام زمان

استعمار

1370

1358

1366

مؤسسه امام خمینی

غرب

جهاد تبیین

سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی

صدا و سیما

علامه سید محمدحسین طباطبایی

آزادی

دانشگاه اسلامی

تشکل‌های دانشجویی

اسرائیل

دانش‌آموزان

آیت‌الله سید محمود طالقانی

دولت

بسیج

جهاد دانشگاهی

مجلس خبرگان رهبری

امیرالمؤمنین

شهید مطهری

آموزش و پرورش

زن

خانواده

فرار مغزها

روشنفکری

1365

1367

1375

1363

1377

تبیین

عدل

عدالت

بسیج اساتید

صحیفه سجادیه

رمضان

اصفهان

موسیقی

تحقیق

فتنه 88

خودسازی