روشنی خورشید

فضایی جهت نشر بیانات، مصاحبه ها، پیام ها و آثار منتشر نشده رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

روشنی خورشید

فضایی جهت نشر بیانات، مصاحبه ها، پیام ها و آثار منتشر نشده رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

خطبه منتشر نشده آیت الله خامنه ای در نخستین نماز جمعه + فیلم و صوت - ۱۳۵۸/۱۰/۲۸

ثبت‌شده در سه شنبه، ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۹ ب.ظ
خطبه منتشر نشده آیت الله خامنه ای در نخستین نماز جمعه + فیلم و صوت - ۱۳۵۸/۱۰/۲۸

به مناسبت ۲۸ دی‌ماه، سالروز اولین نماز جمعه‌ی تهران به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «روشنی خورشید» متن و صوت کامل این خطبه‌ها، به همراه فیلم گزیده آن را منتشر می‌کند.

مخاطب: نمازگزاران جمعه

تاریخ: ۲۸ دی ۱۳۵۸

شرح:

دریافت گزیده‌ی فیلم

سلام علیکم و رحمه الله

خطبه‌ی اوّل

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمدلله رب العالمین. اللّهم انّی افتتح الثّناء بحمدک و انت مسدّد للصّواب بمنّک و ایقنتُ انّک ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرّحمه و اشدّ المعاقبین فی موضع النّکال و النّقمه و اعظم المتجبرین فی موضع الکبریاء و العظمه. الحمدلله علی حلمه بعد علمه و الحمدلله علی طول آناته فی غضبه و هو قادر علی ما یرید. ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبّت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین. ربّنا اغفرلنا و لاخواننا الّذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلّا للّذین آمنوا، و اغفرلنا ربّنا انّک انت الغفور الرحیم. ربّنا و صلّ علی حبیبک و نجیبک و خیرتک فی خلقک، حافظ سرّک و مبلّغ رسالاتک، بشیر رحمتک و نذیر نقمتک، سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم محمد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداه المهدیین المعصومین المکرّمین سیّما بقیه‌الله فی الارضین. و صلّ علی جمیع الانبیاء و المرسلین و صلّ علی جمیع الشهداء و الصالحین و صلّ علی ائمه المؤمنین و امناء المسلمین و حماه المستضعفین سیّما امامنا و ولی امرنا فی هذا العصر الامام الخمینی.

اوّلین سخنی که در این اوّلین دیدار، با این جمعیت عظیم و انبوه باید گفته شود، اظهار سپاسگزاری از خدای بزرگ است، خدای قادر متعال، خدای الفت‌دهنده‌ی دل‌ها، خدای نیرودهنده و توان‌دهنده‌ی به جمعیت‌ها، خدای کوبنده‌ی مستکبران و رفعت‌بخشنده‌ی به مستضعفان. خدا را بر این لطف عظیمی که بر ملت ایران مبذول داشت، باید همه با همه‌ی وجودمان سپاس بگذاریم. آنچه پیش آمده است و آنچه ما در تک‌تک حوادث زندگی خود، در این روزگار مشاهده می‌کنیم و آنچه این جمعیت عظیم و انبوه، این اجتماع، با این جهت‌گیری واحد، با این وضعیت زمانی و مکانی به ما می‌آموزد، ما را به سپاس هر چه بیشتر و جدی‌تر از خدای بزرگ دعوت می‌کند. و آن‌گاه سپاس از امام این امت، از آن دست معجزه‌گر، از آن حنجره‌ای که غریو الهی را -در سراسر آفاق این کشور و در سراسر کشورهایی که مستضعفان جهان در آن زندگی می‌کنند- با مَنِشی پیامبرانه آن‌چنان استوار و کوبنده سر داد که تاریخ نظیرش را -جز در بعثت‌های پیامبران- به یاد ندارد. و سپاس از امام امت، از اینکه سخنگوی این جمعیت عظیم را و امام جماعت این جمع را آن کسی قرار داده است که به ضعف و عجز خود معترف است. «اللّهم انّ هذا مقام اولیائک و احبّائک» این مسند اولیای بزرگ خداست؛ این مسند صالحان و شایستگان است. در جمع خودِ ما این مسند عالم بزرگ و راحل عظیمی است که ملت ایران هنوز داغ فقدان او را در دل می‌پروراند. این مسند مرحوم آیت‌الله طالقانی است. آن انسان زجرکشیده و کوشش‌کرده و پایمردی کرده‌ای که در آخرین لحظات زندگی‌اش، در آخرین نفس‌هایش هم، راه دیرین سالیانیِ خود را گم نکرد، از مجاهدت دست نکشید؛ و آن‌گاه این مسند فقیهی همچون حضرت آیت‌الله منتظری است، استاد بزرگوار ما و استاد بزرگوار حوزه‌ی علمیه. لکن اکنون چنین شده است [که] حوزه‌ی علمیه فرزند برومندی را که در آغوش خود پروریده بود اکنون برای استادی، برای مسندگزینیِ تدریس و تربیت استادان بزرگ به خود دعوت می‌کند. آیت‌الله منتظری، این فقیهِ امیدِ آینده‌ی ملت ایران به حوزه‌ی قم برمی‌گردد تا فقیه بسازد، تا تربیت کند، تا انسان‌های عالی‌قدری که باید همچون رگه‌های حیات در همه‌ی شریان‌های این ملت در طول تاریخ جریان داشته باشند، به این جامعه‌ی محتاج، تحویل بدهد. ایشان می‌روند و حوزه‌ی قم را برای اینکه ارمغان‌هایش یکی پس از دیگری به این ملت، به این‌جامعه، به این تاریخ تقدیم بشود، به‌عنوان مسند تدریس خود برمی‌گزینند.

پروردگارا! گذشتگان ما را، بزرگان متوفای ما را با پیامبران، با امامان، با صالحان، با شهیدان محشور بفرما!

پروردگارا! بزرگان ما، پیشوایان ما، امتحان و تجربت‌شده‌های ما، آن‌هایی که در میدان‌های علم و عمل تجربه‌های شیرینِ فراموش‌نشدنی را به این ملت نشان داده‌اند، آن‌ها را برای این ملت و برای این تاریخ نگاه دار!

و امروز روز نماز جمعه است؛ و من درباره‌ی نماز جمعه سخن بگویم تا این اجتماع عظیم ما -که با آگاهی شما مردم و با درک درستی که امام این امت از لحظات حساس تاریخ ما و زمان ما داشت به‌وجود آمده است- [ابعادش و عظمتش شتاخته شود]. نماز جمعه -همان‌طوری که استاد عزیزم(۱) همین حالا اشاره کردند- یک واجب سمبلیک هست، یک سمبل است، رمز است، نشان‌دهنده‌ی ابعاد گوناگون است. اولا نماز است؛ یعنی ذکر خداست؛ یاد خداست؛ جهت‌دهنده‌ی به زندگی اجتماع و فرد است. در نماز جمعه آنچه از همه چیز مهم‌تر است اجتماع مردم در جهت تقواست، یعنی تقوا هم، زهد هم، عبادت هم، ارتباط به خدا هم، در خلوت و تنهایی اثر مطلوب خود را نمی‌بخشد. این جامعه است که باید در این جهت حرکت کند. این نماز است، این ذکر خدا و کپسول یاد خداست که در اجتماعی با این عظمت و تا آنجا که گسترش پیدا می‌کند، در سطحی عظیم‌تر باید به سوی خدا حرکت کند و مردم با هم اعتصام به خدا و به یاد خدا بکنند، اولاً نماز است و ذکر خداست. ثانیاً سلاح است، حالت جنگیدن با دشمن خدا و با شیطان‌هاست. امام جمعه که رمز نماز جمعه است باید به سلاحی تکیه کند، باید عصای خود را سلاحی قرار بدهد و در مقابل مردم بایستد و اساسی‌ترین و لازم‌ترین و اصلی‌ترین مسائل را در اجتماعی بزرگ از زبانی ایمن و مورد اطمینان با مردم در میان بگذارد. و باید بر سلاح تکیه کند، یعنی جامعه‌ی اسلامی و جامعه‌ی قرآنی در مقابل دشمنان خدا به سلاح تکیه می‌کند، به قدرت خود تکیه می‌کند، به اجتماع عظیمی که می‌تواند همه‌ی توطئه‌های دشمنان را خنثی بکند تکیه می‌کند. پس نماز است و ذکر خدا از یک سو، و سلاح است و اقتدار است و اظهار قدرتمندی است و در میان غَمَرات(۲) و موج‌ها و گرداب‌ها خود را درافکندن است [از سوی دیگر]. یعنی یک ملت با یاد خدا مبارزه می‌کند؛ با یاد خدا به گوشه‌ای نمی‌خزد، با یاد خدا در محراب می‌ایستد. [محراب] یعنی محل حرب، یعنی محل جنگیدن؛ با که؟ با دشمنان راه الله، با دشمنان مکاتب الهی و توحیدی، با دشمنان انسانیت و با دشمنان انسان.

و نماز جمعه‌ی ما؛ و نماز جمعه‌ی ما مردمی که در این شهر، در تهران، گرد آمده‌ایم، دارای بُعد افزون‌تری از همه‌ی نماز جمعه‌های دیگر است. همه‌ی نماز جمعه‌ها به طور طبیعی در مسجد تشکیل می‌شود و نماز جمعه‌ی ما در دانشگاه تشکیل می‌شود. یعنی دانشگاه، محل دانش، خانه‌ی دانشجویان و دانش‌پژوهان، خانه‌ی عبادت خداست، مرکز توجه به خداست. آفرین بر این هوشمندی و هوشیاری. دو [سه] عنصر، تشکیل‌دهنده‌ی یک جامعه‌ی آباد است؛ اولاً یاد خدا و ثانیاً تکیه‌ی بر قدرت‌های انسانی عظیم و ثالثاً تکیه‌ی بر دانش، تا نگویند -دشمنانی که انقلاب ما را با هر تدبیری و با هر شیوه‌ای خواستند لکّه‌دار بکنند- که این یک انقلاب کور است، یک انقلاب بی‌جهت است، نه، قشرهای گوناگون مردم ما، زن و مرد ما، درس‌خوانده و درس‌ناخوانده‌ی ما، از همه‌ی گروه‌ها و قشرهای اجتماعی، نمازی را که سمبل معنویت و نیز سمبل اقتدار ملی است، در خانه‌ی دانش برگزار می‌کند. این نماز جمعه‌ی ماست.

«الّذین ان مکّنّاهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزّکوه» ما به این وعده‌ی الهی پاسخ مثبت گفتیم، ما نشان دادیم که آن روزی که طواغیت ستمگرِ این مرز و بوم از میان بروند، ما دچار رَه گم کردن‌های از راه خدا نمی‌شویم. ما رو به نماز آوردیم و خدا می‌گوید بندگان شایسته‌ی خدا آن کسانی هستند که چون خدا به آن‌ها تمکّن و قدرت بدهد، نماز را اقامه می‌کنند؛ ما باید نماز را اقامه کنیم. برادران و خواهران من! اقامه‌ی نماز غیر از صرفاً خواندن نماز است. ممکن است کسانی نماز را بخوانند با دلی که از نماز بیگانه است، با دلی که از خدا بیگانه است، این نسخه‌ی اسلام را عمل کردن نیست. ما باید نماز را اقامه کنیم. اقامه‌ی نماز یعنی یک جوّ نمازگزار بسازیم؛ یعنی یک جامعه‌ی نمازگزار بسازیم؛ یعنی مردم را در خطی که نماز، ما را به آن خط فرا می‌خواند سوق بدهیم. چه لزومی دارد که مردمی کشته بشوند، خون‌های پاکی بر زمین ریخته شود برای آنکه خودخواهی‌ها و خودپسندی‌ها و خودپرستی‌هایی از این میان برای خود استفاده و بهره بگیرد؟ چه لزومی دارد که ملّت‌ها بسیج بشوند برای اینکه کسانی از مسند حکومت به زیر بیایند و کسان دیگری بر مسند حکومت بنشینند؟ تنها در یک صورت، ریختن خون‌های پاک مجوز پیدا می‌کند، دل‌های داغدار شفا پیدا می‌کند، مردم احساس خواهند کرد که خسارتی نبرده‌اند، و آن در صورتی است که زمینه‌ی یک جامعه‌ی آباد و آزادی که در آن انسان بتواند راه تکامل خود را بپیماید هموار شده باشد. مردم باید بتوانند راه تکامل را بپیمایند و راه تکامل، راه خداست و راه خدا بدون یاد خدا، بدون ذکر خدا، بدون محیط و جوّ نماز امکان‌پذیر نیست. ما باید جوّ نمازگزار به‌وجود بیاوریم. برادران و خواهران من! مسائل سیاسی و مسائل نظامی یعنی این اصلی‌ترین اندام‌های یک پیکر زنده، آن وقتی اثر مطلوب خود را خواهد بخشید که با بخش مهمی از معنویت و یاد خدا همراه باشد. مردم ما باید بیشتر و بیشتر به خدا نزدیک بشوند، مردم ما باید سنّت دعاخوانی، سنّت نافله‌خوانی، سنّت نمازخوانی را - که از اصولی‌ترین سنت‌های اسلامی است - باز بیابند، نماز بخوانند «و الصلوه خیر موضوع» . بیهوده نیست که قرآن بر روی نماز تکیه می‌کند. بیهوده نیست که امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه‌ای که درس زندگی و درس پیکار با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت است، بیشتر از همه چیز بر روی عنصر تقوا تکیه می‌کند. تقوا یعنی چه؟ تقوا یعنی انسان - چه فرد انسان و چه جامعه‌ی انسانی - بر خود آن مصونیتی را به‌وجود بیاورد که نتوانند از راه خدا منحرفش کنند، نه خودخواهی‌ها، نه هوس‌ها، نه انگیزه‌های پست و پلید حیوانی و بشری و نه قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها و نه ترس‌ها و ضعف‌ها. بایستی تقوا پیدا کرد؛ لذا در خطبه‌ی نماز جمعه واجب است به تقوا امر و وصیّت شوند مردم. تقوای الهی یعنی اینکه ما بدانیم که تمام نیروهای مادی ما، اجتماع ما، حرکت ما، قدرت سیاسی ما، حیثیت و آبرومندی ما، در جهانِ امروز و در میان مستضعفان بسته به آن است که یاد خدا و راه خدا را فراموش نکنیم، قرآن را فراموش نکنیم، عمل به احکام الهی را فراموش نکنیم. «یا ایّهاالنّاس انّا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبایل لتعارفوا انّ اکرمکم عند الله اتقاکم» این ارزش اساسی و معیار اساسی در جامعه‌ی اسلامی باید حکم‌فرما باشد. پس باید خودخواهی‌ها به حساب نیاید، پس باید فریب‌ها به حساب نیاید، پس باید زرق‌وبرق‌ها به حساب نیاید. ملت مسلمان در ایران، بعد از این انقلاب شکوهمند باید اسوه و سرمشق ملّت‌ها باشد، اسوه و سرمشق ملّت‌ها بودن در پیمودن راه خدا. این خلاصه‌ی آن مطلبی است که باید ما همواره به یاد داشته باشیم، نماز خواندن، نماز را با حال خواندن، نماز را به‌راستی، ذکر خدا قرار دادن و در یاد خدا افتادن و در این اجتماعات بزرگ، دل را اندکی با خدا آشناتر کردن.

پروردگارا! ملت مسلمان ما و امت ما را با دل‌هایی پاک، بیشتر و بیشتر مجذوب لطف و رحمت و عظمت خود بگردان.

پروردگارا! بزرگان ما، ائمه و رهبران ما، امام امت و رهبر عالیقدر ما، منصحان و مشفقان و درس‌آموزان و راه‌نشان‌دهندگان این امت را-با خودت- با لطف خودت، با یاد خودت همواره نیرومندتر و قوی‌تر بگردان.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

القارعه. ما القارعه. و ما ادراک ما القارعه. یوم یکون الناس کالفراش المبثوث. و تکون الجبال کالعهن المنفوش. فامّا من ثقلت موازینه. فهو فی عیشه راضیه. و امّا من خفّت موازینه. فامّه هاویه. و ما ادراک ما هیه. نار حامیه.

صدق الله العلی العظیم

خطبه‌ی دوم

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین. بارئ الخلائق اجمعین دیّان یوم الدّین و الصّلاه و السّلام علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه، حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم محمد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداه المهدیین المعصومین المکرّمین. اللهمّ صلّ و سلم علی نبیّک و علی اولیائک و علی ائمه المعصومین و علی ائمه المسلمین فی هذا العصر و علی امامنا و قائدنا الامام الخمینی.

ملت ایران با هوشیاری و خودآگاهیِ عظیمش، با آن هوشمندی‌ای که این انقلاب به او داده است، مهم‌ترین مسائل اساسی جامعه‌اش را امروز شناخته است. تکرار این مهم‌ترین مسأله، باز هم برای ما لازم است. و در امروز، و در این مراسم عظیم ما باید همه با جهت‌گیری واحد سیاسی از یکدیگر جدا بشویم. ملت، امروز این جهت‌گیری سیاسی را به خوبی می‌داند و می‌شناسد. در شعارهایی که از اولین روزهای اجتماعات عظیم مردم، همه‌ی کوچک و بزرگ و زن و مرد و همه‌ی قشرها تکرار کردند، شعاری بود با این خصوصیات: «نه شرقی نه غربی، حکومت اسلامی» . نطفه‌ی مبارزات ما، اساس و شالوده‌ی اجتماع آینده‌ی ما، با این کلمات ریخته شده است. امام هم در جملات فراوانی که در زمینه‌ی خط کلی سیاست -چه در آن زمانی که در خارجِ از کشور بودند؛ و چه پس از آمدن به ایران- ایراد کرده‌اند، بر روی این خط تکیه و تأکید کرده‌اند. معنای این جمله این است که سیاست دولت ایران، به هیچ یک از قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها گرایش پیدا نمی‌کند. اگر تا دیروز رژیم وابسته‌ی ایران، سیاست ایران و جبهه‌گیری‌های سیاسی را بر اساس میل قدرت‌ها و ابرقدرت‌های جهانی تنظیم می‌کرد، امروز این سیاست از سوی قرآن، از سوی مکتب، از سوی الله مشخص و معیّن شده است. ما به هیچ قدرتی باج نمی‌دهیم. این به این معنا نیست که با همه‌ی دولت‌ها و کشورها و سیاست‌های عالم، دشمن و طرف هستیم، بلکه به این معناست که ما در تعیین خط مشی سیاسی و کلی خودمان میل و گرایش هیچ قدرتی و هیچ دولتی را ملاک عمل قرار نمی‌دهیم، راه ما راه الله و صراط مستقیم است «و انّ ربی علی صراط مستقیم» راه ما راه خداست. امروز هیچ ابرقدرتی، هیچ قدرتی در دنیا نمی‌تواند از ما توقع داشته باشد که ما بر طبق میل او، بر طبق مصلحت او به یک جناحی، به یک جهتی گرایش و تمایل پیدا بکنیم. ما از همه‌ی مستضعفان عالم، از همه‌ی ملت‌هایی که با ستم و ستمگری می‌جنگند حمایت می‌کنیم؛ هیچ قدرتی نمی‌تواند ما را از این حمایت باز بدارد. ما از همه‌ی مردمی که سالیان درازی است با طاغوت‌ها، با شیطان‌ها، با غارتگران، با سلطه‌گران در حال نبردند، از همه‌ی این‌ها حمایت می‌کنیم، با آن‌ها احساس همدردی می‌کنیم؛ این خط سیاست ماست امروز، و باید خط سیاست خارجی ما تا آخر باشد. هر دولتی، هر شخصی، هر مقامی که از این خط مستقیم تخطی بکند، آن مقام، آن دولت، آن جبهه بر روی خط انقلاب اسلامی ایران نیست، یعنی وارث خون شهیدان این انقلاب نیست. اما در مقابلِ این، در کنار این مطلب، در کنار این حقیقت که ما را از همه‌ی ابرقدرت‌ها جدا می‌کند حقیقت دیگری نیز وجود دارد و آن این است که این احساس نباید به ما احساس تنهایی را تلقین کند، نباید تصور شود که ما در دنیا تنها هستیم و تنها می‌مانیم. سیاست‌های جهانی نتوانسته‌اند -به خاطر اینکه با قدرتمندی‌ها و خواهش‌های نفسانی همواره عمل و حکومت خود را آمیخته‌اند، نتوانسته‌اند- دل ملّت‌ها و انسان‌ها را به‌دست بیاورند. انسانیت هنوز هم در قبال سیاست‌ها و دستگاه‌های سیاست عالم، هنوز هم در مقابل قدرت‌طلبان و قدرتمندان قرار دارد. در تمام کشورهای موجود در این منطقه و در بیشتر کشورهای عالم، تعداد کثیری، انبوهی از انسان‌ها وجود دارند که خط ملت ایران را، یعنی خط عدم گرایش به شرق و غرب را می‌پسندند و می‌پذیرند. مستضعفان، همه با ما هستند. ملّت‌ها، همه طرفدار ما هستند. آن کسانی که همسایگان ما و هم‌دردان ما در این منطقه هستند، همه با ما هستند. شما از تعداد معدودی فامیل‌های قدرت‌طلب در رأس قدرت‌های سیاسی کشورهای این منطقه بگذرید، یکسره همه‌ی مردم این منطقه با ما هستند، ما چرا احساس تنهایی بکنیم؟ ما چرا نیروی عظیم ملت را، نیروی عظیم انسانیت را فراموش بکنیم؟ آن کسانی که علیه ما، چه در کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه، و چه در کشورهای شرقی، و چه در هر نقطه‌ی دیگر، امروز توطئه می‌چینند، باید بدانند که این توطئه علیه ملت‌های خود آن‌هاست؛ یعنی در نهایت، علیه خود آن‌هاست. هیچ دولتی نمی‌تواند جز با اتّکا به خواست مردمش به زندگی و حیات سیاسی خود ادامه بدهد. ملّت‌ها با ما هستند؛ پس ما تنها نیستیم. بگذارید ابرقدرت‌ها و قدرت‌های جهانی هر چه می‌خواهند، هر چه می‌توانند علیه ما توطئه بچینند؛ بگذارید ما را به محاصره‌ی اقتصادی، یا به دخالت نظامی، یا به تجاوزهای نفوذی موذیانه تهدید بکنند؛ اما باید بدانند که ملت ایران، ملتی که فرزندانش امروز با نام امام، با نام انقلاب، با نام مبارزه در میدان اجتماع وارد می‌شوند، کودکانش در مدرسه درس سلاح می‌آموزند، این ملت شکست‌خوردنی نیست، این ملت از میدان انقلاب و مبارزه عقب‌نشستنی نیست. وقتی این ملت در میدان مبارزه و در خط مبارزه باقی می‌ماند، انسان‌ها همان‌طوری که امام فرمودند دریاها و اقیانوس‌ها هستند و اقیانوس‌ها به هم متصل و مرتبطند؛ آن‌که می‌خواهد بر فراز این اقیانوس‌های متلاطم، نه در جهت آنان، نه در خط آنان، کشتی‌رانی بکند باید از طوفان این اقیانوس‌ها بترس. ملّت‌ها با ما هستند، پس ما با مقابله‌ی با شرق و غرب احساس تنهایی نمی‌کنیم.

کم‌کم دنیا به این عادت خواهد کرد. کم‌کم ملت‌هایی که در حال انقلابند یا زمینه‌ی انقلاب در آن‌ها به‌وجود می‌آید، این را یاد خواهند گرفت. کم‌کم گروه‌های مبارز که در این کشورها مشغول مبارزه هستند، این درس را به خوبی خواهند پذیرفت که برای مبارزه کردن حتماً اتّکا به یکی از این قدرت‌ها لازم نیست. ملت ایران به هیچ قدرتی اتّکا نکرد، ملت ایران از هیچ قدرتی سلاح نخواست، ملت ایران با هیچ قدرتی وعده‌ی آشتی و دوستی و وابستگی نکرد. ما نخواسته‌ایم که مانند [دیگر] کشورها یا بعضی از کشورهای امریکای لاتین یا آفریقا یا آسیای شرقی و جنوب شرقی باشیم که حتماً با اتّکا به یکی از این قدرت‌ها پیروزی را به‌دست می‌آورد. این درس را ملت ما، شما مردم، شما زن و مرد، شما انسان‌های مقتدری که تا پیش از این انقلاب قدرت خود را نمی‌دانستید و این انقلاب به شما فهماند که چقدر مقتدرید، شما این درس را به جهان آموختید. دنیا باید کم‌کم این را عادت کند. بنابراین ملّت‌ها با ما هستند؛ اما در میان این دشمنان عظیمی که در سطوح بالای قدرت‌های سیاسی مقابل ما هستند، ما با کدام امروز طرفیم؟ این برای ما مسأله‌ی مهمی است. قرآن به ما آموخته است «قاتلوا الّذین یلونکم من الکفّار» کافران زیادند، دشمنان زیادند، توطئه‌چینان و توطئه‌گران زیادند اما آن قدرتی که امروز سینه به سینه‌ی شماست کیست؟ او را بایستی بشناسید، آن قدرتی که امروز رو در روی شماست، او برای شما توطئه می‌کشد، او علیه شما قیام می‌کند، او بیشترین منافعش به‌خاطر انقلاب شما ضایع و نابود می‌شود؛ امام فرمودند شیطان بزرگ، امروز امریکاست، و این را ملت ما با همه‌ی وجودش احساس می‌کند. شعارهای انحرافی نباید بدهیم، ملت را در این جهت‌گیری تقسیم نباید بکنیم. ما البته همه‌ی قدرت‌های بزرگی را که به تقدیری از پیکر یکپارچه‌ی امت اسلامی و پیروان اسلام می‌خواهند چیزی برای خود بردارند، تقبیح می‌کنیم. اما آنچه امروز رو در روی ماست دولت امپریالیستی امریکاست. ملت ما یکپارچه این را گفته است و این جهتِ کلی سیاست ماست.

امروز در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، ملت ایران باید هوشیارانه به مسائل بنگرد. بعضی می‌خواهند وانمود کنند که امروز آن کسی باید در رأس این ملت قرار بگیرد که بیشتر به امور داخلی و رفاهی مردم بپردازد، این طرز فکر را بعضی دارند ترویج می‌کنند. این طرز فکر، طرز فکر خطرناکی است. آن روزی که انورالسّادات خائنِ به مصر و به ملت مصر، راه خود را جدا کرد با یک چنین فلسفه‌ای جدا کرد، ملت مصر با امپریالیزم می‌جنگید، ملت مصر و رهبران قهرمانش پرچمدار مبارزه‌ی با قدرت‌های سلطه‌گر خارجی بودند، بزرگ‌ترین دشمن امپریالیزم در منطقه بودند، بزرگ‌ترین خصم اسرائیل بودند، اما این سیاست ناگهان تغییر کرد، صد و هشتاد درجه تغییر جهت داد. چه شد؟ انورالسادات به مردم این‌جور تفهیم کرد که باید ما مردم مصر به داخله‌ی خود بپردازیم، باید نفتمان را که در صحرای سینا و در اختیار اسرائیل است از او بگیریم، به اقتصاد خود سر و سامانی بدهیم؛ مردم را با این گونه مسائل، با این گونه جهت‌گیری‌های نادرست در محاسباتِ دقیق، وادار کرد که قانع بشوند تا او بتواند بر مردمی حکومت کند که سالیانی با اسرائیل جنگیده‌اند و او به نام رهبر آن مردم با اسرائیل آشتی کند. عده‌ای این طرز فکر را در اجتماع ما ترویج می‌کنند. همه می‌دانیم ویرانی‌های این مملکت زیاد است؛ همه می‌دانیم که اقتصاد ما، کشاورزی ما، تکنولوژی ما، فرهنگ ما و همه چیزِ داخلیِ ما بر اساس ده‌ها سال حکومت جبارانه‌ی بیگانگان و بیگانه‌پرستان به کجا رسیده است؛ همه می‌دانیم که باید این‌ها همه بازسازی بشود؛ اما بازسازی این‌ها چگونه خواهد شد؟ آیا یک دولت، یا ملت ایران می‌تواند بدون توجه به جهت‌گیری‌های اصولی در سیاست خارجی، به داخله‌ی خود بپردازد؟ آیا مسأله‌ی ویرانی کشاورزی ما، ویرانی کارخانجات ما، ویرانی صنعت ما، ویرانی مدرسه و دانشگاه ما مرتبط به سیاست‌های امپریالسیتی خارجی نیست؟ آن کسانی که این ویرانگی‌ها را به‌وجود آوردند در یک خط سیاست خارجی قرار گرفتند تا این ویرانی‌ها به‌وجود آمد. ما گمان نکنیم که اگر درِ خانه‌ی خود را ببندیم، از خارج این مرزها غافل بشویم، جهت‌گیری‌های اساسی و اصولی را کنار بگذاریم به ما فرصت خواهند داد تا به خانه‌ی خود برسیم و به آبادی آن بپردازیم. اگر کسی چنین تصوری بکند، تصور ساده‌لوحانه‌ای خواهد بود. امیرالمؤمنین به ما درس آموخته است، فرموده است «اغزوهم قبل ان یغزوکم» ؛ شما با دشمنانتان، با کسانی که کمر قتل شما را بسته است [بسته‌اند] وارد پیکار بشوید قبل از آنی که آن‌ها با شما وارد پیکار بشوند «فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا -و قَد- ذَلُّو» به خدا قسم هیچ قومی در خانه‌ی خود نماندند که دشمن به سراغ آن‌ها بیاید و در خانه‌شان با آن‌ها بجنگد مگر آنکه ذلیل شدند. ما می‌خواهیم در خانه‌ی خود بنشینیم تا دشمن به داخل مرزهای ما بیاید؟ تا به داخل خانه‌ی ما بیاید؟ جنگ خانگی به راه بیندازد و ما را ذلیل بکند؟ ملت ایران این ذلّت را نخواهد پذیرفت. ما باید سیاست خارجیمان را مستحکم کنیم. ما باید به دنیا اعلام بکنیم ما طرفدار همه‌ی جنبش‌های مستضعفانی هستیم که علیه ستم در هر گوشه‌ای از جهان می‌جنگند. ما به دنیا باید بفهمانیم که برای ما مسأله‌ی فلسطین یک مسأله‌ی اساسی است، مسأله‌ی فیلیپین یک مسأله‌ی عنصری است، جنبش‌های آزادی‌بخش برادران مسلمانمان در سراسر این منطقه، از جنبش آزادی‌بخش خود ما جدا نیست. ما آن وقتی طعم پیروزی را به درستی مزمزه خواهیم کرد که فلسطین آزاد شود، اِریت‌رِه آزاد شود، فیلیپین آزاد شود، افغانستان عزیز و مظلوم آزاد شود، آن وقت است که ما طعم پیروزی را خواهیم چشید. ما را توی خانه‌ی خودمان زندانی کنند!؟ ملت ایران باید هوشیار باشد، ملت ایران باید بداند که اگر امر، دایر شود میان اینکه در داخل و از لحاظ سیاست عمرانی داخلی، ما دچار اختلال بشویم، یا از لحاظ سیاست خارجی، اختلال در داخل قابل‌تحمل‌تر است تا اختلال در خارج. البته در این میان، ملت باید هوشمندی‌های خود را حفظ کند، ملت باید به عناصر و عواملی که پیروزی بزرگ او را تضمین کرد وفادار بماند، ملت باید خط امامش را رها نکند، اتحادش را رها نکند، خدا و اسلامش را رها نکند، ما اگر با خدا باشیم، متحد و متّفق باشیم، در کنار هم باشیم، در خط قاطع رهبریِ امام باشیم، پیروز خواهیم شد هم بر دشمنان ملت ایران و هم بر همه‌ی دشمنانی که بر خَلق‌های مستضعف همه‌ی جهان ستم می‌رانند.

پروردگارا! دل‌های ما را به یکدیگر نزدیک‌تر و نزدیک‌تر بگردان.

این‌جا به مناسبت نزدیکی دل‌ها در این روزهای بسیار حساس و سرنوشت‌ساز این توصیه‌ی برادرانه را بکنم، بعد از آنی که بزرگان ما، رهبران ما، رهبر عزیز و عالیقدر ما بارها گفته‌اند، ممکن است سخن من تکراری و زائد به نظر بیاید، اما من تکلیف شرعی و وظیفه‌ی خودم می‌دانم که بگویم. برادران و خواهران عزیز! مخصوصاً برادران و خواهران جوان! سعی کنید از تفرقه‌های تازه جلوگیری کنید، سعی کنید بر مشترکات اصولی، همه گرد بیایید، سعی کنید دل‌ها به هم نزدیک شود، سعی کنید دل‌ها بیش از این از هم جدا نشود. اِی کسانی که سررشته‌ی دل‌های گروهی از مردم در دست شماست، اِی کسانی که گروهی از مردم از شما درس می‌گیرند و یاد می‌گیرند، برای خاطر خدا به هم نزدیک بشوید، برای خاطر خدا خودخواهی‌ها را کنار بگذارید، برای خاطر خدا بر روی اختلاف سلیقه‌ها این‌همه تکیه نکنید. اختلاف در اصول باید نباشد، اگر اصول، یکی است اختلاف سلیقه‌ها قابل تحمل است. امروز روزی نیست که مردمِ ما، هر چه بیشتر در میانه‌ی خود، در داخله‌ی خود براساس مسائل گوناگون، براساس مسائل غیراصولی باز با یکدیگر اختلاف کنند.

پروردگارا! دل‌های ما را به هم نزدیک‌تر بگردان.

پروردگارا! ما را در خط امام، در خط اسلام، در خط اتحاد و اتفاق، هر چه بیشتر پایدار بگردان.

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

اذا جاء نصر الله و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فی دین الله افواجا. فسبّح بحمد ربّک و استغفره انّه کان توّابا.

صدق ‌الله العلی العظیم

دریافت صوت کامل خطبه‌ها

پانوشت:

۱- آیت‌الله منتظری
۲- به معنی «دشواری‌ها». در منبع اصلی، قمرات ذکر شده است.

منابع:

۱- مرکز صهبا

۲- فایل صوتی خطبه‌ها

پیوند مرتبط: پرونده‌ی اولین نماز جمعه‌ی تهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه‌

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

پیامک‌های این دیدار

  • آیت‌الله خامنه‌ای: نماز جمعه یک سمبل است، رمز است، نشان‌دهنده‌ی ابعاد گوناگون است. اولا نماز است؛ یعنی ذکر خداست/ ثانیاً سلاح است، حالت جنگیدن با دشمن خدا و با شیطان‌هاست.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: نمازجمعه یعنی یک ملت با یاد خدا مبارزه می‌کند با یاد خدا به گوشه‌ای نمی‌خزد/ با یاد خدا در محراب می‌ایستد، یعنی محل حرب، یعنی محل جنگیدن، با دشمنان راه الله، با دشمنان مکاتب الهی و توحیدی، با دشمنان انسانیت و با دشمنان انسان.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: ما باید نماز را اقامه کنیم. اقامه‌ی نماز غیر از صرفاً خواندن نماز است./ اقامه‌ی نماز یعنی یک جوّ نمازگزار بسازیم؛ یعنی یک جامعه‌ی نمازگزار بسازیم؛ یعنی مردم را در خطی که نماز، ما را به آن خط فرا می‌خواند سوق بدهیم.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: ما به هیچ قدرتی باج نمی‌دهیم. این به این معنا نیست که با همه‌ی دولت‌ها و کشورها و سیاست‌های عالم، دشمن و طرف هستیم، بلکه به این معناست که ما در تعیین خط مشی سیاسی و کلی خودمان میل و گرایش هیچ قدرتی و هیچ دولتی را ملاک عمل قرار نمی‌دهیم.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: ما از همه‌ی مستضعفان عالم، از همه‌ی ملت‌هایی که با ستم و ستمگری می‌جنگند حمایت می‌کنیم، هیچ قدرتی نمی‌تواند ما را از این حمایت باز بدارد./ این خط سیاست ماست و باید خط سیاست خارجی ما تا آخر باشد./ هر دولتی، هر شخصی، هر مقامی که از این خط مستقیم تخطی بکند، آن مقام، آن دولت، آن جبهه بر روی خط انقلاب اسلامی ایران نیست،
  • آیت‌الله خامنه‌ای: بگذارید ابرقدرت‌ها هر چه می‌توانند علیه ما توطئه بچینند؛ بگذارید ما را به محاصره‌ی اقتصادی، یا به دخالت نظامی، یا به تجاوزهای نفوذی موذیانه تهدید بکنند؛ اما باید بدانند که ملت ایران، ملتی که فرزندانش امروز با نام امام، با نام انقلاب، با نام مبارزه در میدان اجتماع وارد می‌شوند، این ملت شکست‌خوردنی نیست، این ملت از میدان انقلاب و مبارزه عقب‌نشستنی نیست.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: امروز در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، ملت ایران باید هوشیارانه به مسائل بنگرد. بعضی می‌خواهند وانمود کنند که امروز آن کسی باید در رأس این ملت قرار بگیرد که بیشتر به امور داخلی و رفاهی مردم بپردازد، این طرز فکر را بعضی دارند ترویج می‌کنند. این طرز فکر، طرز فکر خطرناکی است.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: گمان نکنیم که اگر درِ خانه‌ی خود را ببندیم، از خارج این مرزها غافل بشویم، جهت‌گیری‌های اساسی و اصولی را کنار بگذاریم به ما فرصت خواهند داد تا به خانه‌ی خود برسیم و به آبادی آن بپردازیم. اگر کسی چنین تصوری بکند، تصور ساده‌لوحانه‌ای خواهد بود.
  • آیت‌الله خامنه‌ای: ملت ایران باید بداند که اگر امر، دایر شود میان اینکه در داخل و از لحاظ سیاست عمرانی داخلی، ما دچار اختلال بشویم، یا از لحاظ سیاست خارجی، اختلال در داخل قابل‌تحمل‌تر است تا اختلال در خارج.